دلتنگ بهار

 

این پست ثابت است
و مطالب جدید بعد این پست 
 
 
"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن
 صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ
 فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ
 وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً
 حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"

  بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد     دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد

  بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب           که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد

 بخوان دعای فرج را و نا امید مباش           بهشت پاک اجابت هزار در دارد

بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است    خدای را، شب یلدای غم سحر دارد

بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال        مسافر دل ما، نیت سفر دارد

بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا            ز پشت پرده ی غیبت به ما نظر دارد

بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا        حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد

نوشته شده در چهارشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩۳ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال جواب دهید.

مثلا اگر گزینه پ سوال  ۱را انتخاب کردید

دیگر لزومی ندارد سوال ۲ و ۳ را پاسخ دهید

فقط کافی است به سوال ۴ مراجعه کنید.

۱)بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:
الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲
ب) توکیو : رجوع به سوال ۳
پ) پاریس : رجوع به سوال ۴

۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم انگیزی به گریه افتاده اید؟!
الف) بله : رجوع به سوال ۴
ب) خیر : رجوع به سوال ۳

۳)اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می کنید؟!
الف) نیم ساعت دیگر صبر می کنید : رجوع به سوال ۴
ب) فوری از محل قرار می روید : رجوع به سوال ۵
پ) آنقدر صبر می کنید تا بیاید : رجوع به سوال ۶

۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۵
ب) خیر : رجوع به سوال ۶

۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان می دهید؟
الف) از این کار امتناع می کنم : رجوع به سوال ۶
ب) برای مدت کوتاهی دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۷
پ) پیشنهادش را قبول می کنم و دستش را می گیرم:رجوع به سوال ۸

۶)آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۷
ب) خیر : رجوع به سوال ۸

۷)به نظرتان مدیر توانایی هستید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۹
ب) خیر : رجوع به سوال ۱۰

۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟
الف) مرد : رجوع به سوال ۹
ب) زن : رجوع به سوال ۱۰
پ) اهمیتی ندارد : شخصیت نوع ۴

۹)آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟
الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۱

۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟
الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۳

پاسخ تست:

شخصیت نوع یک؛
به شما تبریک می گوییم:شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی
هستید.حتی از منظر او شما زیبایی چشم گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید.بلکه شخصیت شوخ طبع و لطیفی دارید.شما فرد فرهیخته ای هستید و می دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت تان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می روید.

شخصیت نوع دو؛
کاملا” خوب:شما به راحتی همسرتان را جذب می کنید اما خودتان را
به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی کنید.شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.

شخصیت نوع سه؛
بد نیست: شما نمی توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید.
اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر انها با شما کنار بیاید.سعی می کنید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه ای داشته باشید.شما در چشم دوستانتان فردی کاملا صمیمی هستید.

شخصیت نوع چهار؛
مواظب باشید:شما نمی توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا
که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید.گاهی مواقع از خودتان بی تفاوتی هایی نشان می دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستید

 

منبع:http://www.bia2model.com

نوشته شده در جمعه ۱۱ فروردین ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

در تفسیر «روح البیان» حکایتی نقل شده است. از این قرار

 که: یکی از فاسقان و روسیاهان عالم دست به دعا بلند کرد و

 به خداوند توجّه نمود، ولی خداوند با نظر لطف و رحمت به

 او نگاه نکرد.

بار دیگر او دست به دعا به طرف خدای متعال دراز

 کرد،خداوند باز از او روی گرداند، بار سوم دست نیاز به

سوی بی نیاز مطلق دراز کرد و تضّرع و ناله نمود.

خداوند به ملائکه اش فرمود: فرشتگانم! دعای بنده ام را به

 اجابت رساندم که پروردگاری جز من ندارد.او را عفو نمودم

 و حوائجش را برآوردم؛ زیرا که من از تضرّع و گریه ی

 بندگانم شرم دارم.

منبع:foshtom.persianblog.ir

نوشته شده در چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

                      بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلّت بفنائک، علیک منی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار، و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم، السلام علی الحسین و علی علیّ بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

 

از "یا حسین"  تا  " با حسین "  فرسنگها فاصله است

کوفیان نیز " یا حسین"  گفتند ولی " با حسین " نماندند ...


                         محرم ماه عزای حسینی ؛

ماه شهادت امام حسین(ع)ویاران باوفایشان برشیعیان امامت وپیروان ولایت تسلیت باد

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

جذاب ترین گروه ایرانی | WarningTM.ORG 

هر زمان شایعه ای روشنیدیدو یا خواستید شایعه ای را تکرار کنید این فلسفه را در ذهن خود داشته باشید!

 


در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود. روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت:سقراط میدانی راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده ام؟

 

سقراط پاسخ داد:”لحظه ای صبر کن.قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تومی خواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی.”مرد پرسید:سه پرسش؟سقراط گفت:بله درست است.قبل از اینکه راجع به شاگردم بامن صحبت کنی،لحظه ای آنچه را که قصدگفتنش را داری امتحان کنیم.

 

اولین پرسش حقیقت است.کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟مرد جواب داد:”نه،فقط در موردش شنیده ام.”سقراط گفت:”بسیار خوب،پس واقعا نمیدانی که خبردرست است یا نادرست

 

حالا بیا پرسش دوم را بگویم،”پرسش خوبی”آنچه را که در موردشاگردم می خواهی به من بگویی خبرخوبی است؟”مردپاسخ داد:”نه،برعکس…”سقراط ادامه داد:”پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی درموردآن مطمئن هم نیستی بگویی؟”مردکمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.

 

سقراط ادامه داد:”و اما پرسش سوم سودمند بودن است.آن چه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟”مرد پاسخ داد:”نه،واقعا…”سقراط نتیجه گیری کرد:”اگرمی خواهی به من چیزی رابگویی که نه حقیقت داردونه خوب است و نه حتی سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من می گویی؟

منبع:www.radsms.com

نوشته شده در دوشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

 

اوصاف علی به هر زبان باید گفت                  

                                    این ذکر به پیدای و نهان باید گفت

در جشن ولی عهدی مسعود علی

                                    تبریک به صاحب الزمان باید گفت

       

          عید کمال دین.سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و

                               ولایت المومنین علیه السلام

                           برشیعیان و پیروان ولایت خجسته باد

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

 همه‌کس کشیده محمل به جنابِ کبریایت

              من و خجلتِ سجودی که نکرده‌ام برایت

 نه به سنگش آزمودم، نه به خاکِ ره بسودم

               به کجا برم سری را که نکرده‌ام فدایت؟


بارخدایا!

با من چه خواهی کرد؟

 

پنجره‌ها بازند و کرانه‌های جمال، سبز در سبز، تا آن‌سوی افق در جریان.

 

من اما سنگی بی‌روح و بی‌تماشا در کنجِ کورِ گناه، زانوی

اندوه گرفته‌ام به بغل، اشک شرم می‌ریزم و حسرت

می‌خورم معصومیت از دست رفته‌ام را.

 

بارخدایا!

 

با من، با این منِ در من مانده، چه خواهی کرد؟

با بنده‌ای که مولایش را نمی‌شناسد، با آدمی‌ای که آسمان را

از خاطر برده است و به خاک خو کرده، چه خواهی کرد؟

با چشمانی که به هر سو می‌دوند و در هر آینه و هر پنجره

خیره می‌شوند؛ اما تصویر تو را در آنها نمی‌بینند. با

گوش‌هایی که از هیاهوهای بیهوده پُرند و صدای تو را

نمی‌شنوند، با دلی که آیینگی نمی‌داند و با سری که حتی

یک‌بار، خالصانه بر خاک آستانت فرود نیامده، چه خواهی

کرد؟

با من، که سراپا بیمم و سراپا امید، سراپا گناهم و سراپا

تمنای بخشایش چه خواهی کرد؟

پنجره‌ها بازند.

پشت سر، پرتگاه هول عذاب است و پیش رو جاده باز

بخشایش...

بارخدایا!

با من چه خواهی کرد؟

 

منبع : وبلاگ رجز مویه

 


 

نوشته شده در شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

سلام دوستان

امروز فهمیدم یکی از دوستای وبلاگ نویسمون 2تا از عزیزانشون رو از دست دادن و تنها کاری که از دست ما برمیاد برای هم دردی با ایشون فرستادن صلواتی برای شادی روح  عزیزانشون هست

شادی روحشان صلوات

                                   

                              الهم صل علی محمد و آل محمد

 

نوشته شده در دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

مردی برای اصلاح به آرایشگاه رفت در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در مورد خدا صورت گرفت آرایشگر گفت:من باور نمیکنم خدا وجود داشته با شد مشتری پرسید چرا؟ آرایشگر گفت : کافیست به خیابان بروی و ببینی مگر میشود با وجود خدای مهربان اینهمه مریضی و درد و رنج وجود داشته باشد؟

مشتری چیزی نگفت و از مغازه بیرون رفت به محض اینکه از آرایشگاه بیرون آمد مردی را در خیابان دید با موهای ژولیده و کثیف با سرعت به آرایشگاه برگشت و به آرایشگر گفت می دانی به نظر من آرایشگر ها وجود ندارند مرد با تعجب گفت :چرا این حرف را میزنی؟ من اینجاهستم و همین الان موهای تو را مرتب کردم مشتری با اعتراض گفت : پس چرا کسانی مثل آن مرد بیرون از آریشگاه وجود دارند آرایشگر گفت : آرایشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نمیکنند . مشتری گفت : دقیقا همین است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمیکنند . برای همین است که اینهمه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

                                                                                     ideaandcreativity.com

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

یک روز یه ترکه،اسمش ستارخان بود، ؛خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم

 

یه روز یه رشتیه..اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.

 

یه روز یه لره...اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد.

یه روز یه قزوینی یه..به نام علامه دهخدا ؛از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد.

یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و.....


تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم.

                                                             

                                                                                  ideaandcreativity.com

 

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

اگر بتوانی بخندی، آموخته ای که چگونه نیایش کنی

گروه اینترنتی 
پرشین استار | www.Persian-Star.org


کوتاه ترین راه برای گفتن دوستت دارم لبخند است!

 

گروه اینترنتی 
پرشین استار | www.Persian-Star.net



شادی اگر تقسیم شود، دو برابر می شود!

 

گروه اینترنتی 
پرشین استار | www.Persian-Star.org



همیشه با دیگران بخندیم و هرگز به دیگران نخندیم!

 

گروه اینترنتی 
پرشین استار | www.Persian-Star.org



یادت باشه! انسان های خندان و شاد به خداوند شبیه ترند!

 

گروه اینترنتی 
پرشین استار | www.Persian-Star.org




فراموش نکن! همین لحظه را، اگر گریه کنی یا بخندی! بالاخره می گذرد، امتحان کن!

 


گروه اینترنتی 
پرشین استار | www.Persian-Star.org



شادی، یکی از راه های تقرب به درگاه خداوند است


ضرر نمی کنی اگر از هم اکنون لبخند زدن را تجربه کنی

گروه اینترنتی 
پرشین استار | www.Persian-Star.org



مطمئن باش همیشه یکی هست که عاشق لبخند تو باشه


نوشته شده در جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

نهایتسرخوشی

 

 

http://groups.yahoo.com/group/IrAn_EshGH/join
 
نهایتزمان سنجی
 
http://groups.yahoo.com/group/IrAn_EshGH/join
 
 
نهایت تمدد اعصاب
 
 
http://groups.yahoo.com/group/IrAn_EshGH/join
 
 
نهایت استقامت
 
 
http://groups.yahoo.com/group/IrAn_EshGH/join
 
 
نهایت اندوه
 
 
 
http://groups.yahoo.com/group/IrAn_EshGH/join
 
 
نهایت عصبانیت
 
 
 
http://groups.yahoo.com/group/IrAn_EshGH/join
 
 
نهایت در معرض بودن
 
 
http://groups.yahoo.com/group/IrAn_EshGH/join
 
 

 

نوشته شده در جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

این ماه مبارک به شایستگی در میان زیست و به نیکی همنشین ما گردید و گران مایه ترین سودهای جهان را به ما بخشید سپس چون زمانش به انجام رسیدو مدتش به سر آمد وشمارروزهایش پایان گرفت از ما جدا شد.

اینک او را بدرود می گوییم همچون بدرود گفتن کسی که فراقش بر ما دشوار است و رفتنش مارا دچار اندوه و وحشت می کند و عهدی نگهداشتنی و حرمتی رعایت کردنی و حقی گزاردنی از وی را بر ما لازم می گرداند

پس می گوییم:

سلام بر تو ای گرامی ترین اوقاتی که که همنشین ما بودی و ای بهترین ماه در همه روزها وساعت ها

سلام بر تو ای  همدمی که چون امدی بر دل ما آرامش آوردی و شادمان کردی وچون سپری شدی مارا دروحشت تنهایی گذاشتی و درد فراق افزودی

نوشته شده در سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

سلام به تمام دوست های خوبم

از این به بعد من خیلی کم میتونم اپ بشم چون دیگه یکم سرم شلوغه ولی سعی می کنم تا جایی که بتونم بیام و از مطالب قشنگی که در وبلاگ هاتون میذارید استفاده کنم ولی بازم نظر یادتون نره  

خیلی ممنون همیشه موفق وسربلند باشید

نوشته شده در یکشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٠ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.

 

او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ، مال او را حفظ می کند. من دزد مال او هستم ، نه دزد دین. اگر آن را پس نمی دادم وعقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است .

 

کشف الاسرار

نوشته شده در یکشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٠ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

http://img.roozpix.org/uploads/Imamali-1.jpg

   شهادت امام علی (ع) بر تمام مسلمانان تسلیت باد

نوشته شده در دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

امیرالمؤمنین در کلامی زیبا فضایل این سوره را اینگونه تشریح کرده اند: هر چیز میوه ای دارد و میوه قرآن سوره قدراست هر چیز گنجی دارد و گنج قرآن سوره قدر است، هر چیز یاری گری دارد و یاری گر ضعیفان سوره قدر است، و هر چیز راه آسانی دارد و راه آسان برای درماندگان سوره قدر است و هر چیز عصمتی دارد و عصمت مؤمنان سوره قدر است و هر چیز هدایتی دارد و هدایت صالحان سوره قدر است، هر چیز سروری دارد و سرور قرآن سوره قدر است. هر چیز زینتی دارد و زینت قران سوره قدر است، هر چیز خیمه ای دارد و خیمه متعبّدان سوره قدر است و هر چیز بشارتی دارد و بشارت مردم سوره قدر است و برای هر چیز حجتی است و حجت بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم سوره قدر است پس به آن ایمان بیاورید

.


سوره قدر نود و هفتمین سوره قرآن کریم است که مکی و ۴ آیه دارد


محتوای سوره

 

بیان نزول قرآن در شب قدر، و سپس بیان اهمیت شب قدر و برکات و آثار آن

 

فضیلت سوره

 

از امام باقر علیه السلام روایت شده است: هر کس سوره انا انزلناه… را با صدای بلند بخواند مانند آن است که شمشیر خود را در راه خداوند عزو جل کشیده است(جنگ می کند). و هر کس این سوره را آهسته قرائت نماید مانند آن است که در راه خدا در خون خود آغشته شده است. و هر کس این سوره را ده بار بخواند خداوند گناهان او را می زداید و محو می کند. ۱

 

امام صادق علیه السلام می فرمایند: هر کس این سوره را در هر نماز واجب بخواند او را صدا زننده ای از جانب خداوند صدا می زند که: «ای بنده خدا! بخشید خداوند بر تو گناهان گذشته را، پس از سر بگیر عمل خود را

.


از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: هر کس این سوره را بخواند به او از ثواب کسی که ماه رمضان را روزه گرفته است و شب قدر را شب زنده داری کرده است داده می شود

.

 

از حضرت رضا علیه السلام نقل شده است: هر که نزد قبر برادر مؤمن خود از هر جانب که بگذارد دست خود را، هفت بار انا انزلناه فی … را بخواند از ترس و بیم بزرگ و ترس روز قیامت در امان خواهد بود

.

 

امیرمؤمنان علیه السلام می فرمایند: هر کس قرائت کند سوره «قل هوالله…» را و «انا انزلناه…» را پیش از آنکه خورشید طلوع کند رو نمی آورد و نمی رسد او را در آن روزگناهی، گرچه ابلیس و شیطان تلاش نماید

 

امام کاظم علیه السلام درباره قرائت این سوره در روز جمعه می فرماید: برای خداوند در روز جمعه هزار نفحه رحمت است که به هر بنده ای به اندازه ای از این رحمت عطا می کند و هر کس این سوره را بعد از ظهر جمعه صد بار قرائت نماید خداوند همه آن هزار نفحه رحمت را به او خواهد داد

. 

امام صاددق علیه السلام فرمودند: هر که سوره قدر را در یکی از نمازهای واجب قرائت نماید منادی ندا می دهد : ای بنده خدا گناهان گذشته تو را آمرزیده است پس اعمالت را از سر بگیر

 

امام صادق علیه السلام فرمودند: نوری که پیشاپیش مؤمنان در روز قیامت است ، نور سوره قدر است

 

از وجود نورانی امام باقر علیه السلام روایت شده است: هر کس سوره قدر را هر شب صد بار تلاوت نماید پیش از آغاز صبح بهشت را خواهد دید

 

هم چنین فرموده اند: هر کس سوره قدر را در هنگام خواب و پس از بیداری قرائت کند ، اجر و ثواب آن لوح محفوظ را سرشار خواهد کرد

 

در روایتی دیگر فرمودند: هر کس این سوره را تلاوت نماید ، هفتاد صف از فرشتگان و هر یک هفتاد بار بر او درود و رحمت می فرستند

 

و باز ایشان فرموده اند: هر کس سوره قدر را در هنگام خوابیدن ۱۱ بار بخواند خداوند نوری برایش می آفریند که گستردگی آن جهان هستی را در برمی گیرد که در هر درجه آن هزار فرشته است. و ایشان تا صبح برای قاری این سوره طلب مغفرت می کنند

.

پاسخ به یک پرسش


با بر شمردن این همه فضیلت برای یک سوره ممکن است این پرسش برای شما پیش بیاید که این همه اجر برای یک سوره آیا منطقی است؟

 

درباره فضیلتهای سورهها باید گفته شود شاید برای تشویق و اهمیّت دادن به آنها این قدر سفارش کردهاند و چون سوره قدر از منزلت خاصی برخوردار است، بر خواندن آن تشویق بیشتری شده است

 

ثانیاً این همه فضیلت از آنِ کسی نیست که آن را بخواند و حقیقتش را درک نکند، بلکه از آنِ کسی است که میخواند و میفهمد و به محتوایش عمل میکند و قرآن را بزرگ میشمارد و آیاتش را در زندگی پیاده میکند

 

مثلا در این سوره آمده است که شما چه می دانید که شب قدر چیست؟ و واقعا ما چه میدانیم که شب قدر چیست؟! کی باشد که عظمت آن را درک کنیم؛ این همه فضیلت برای تلاوت این سوره که وارد شده اگر ما را بر آن دارد که بر خواندنش مداومت داشته باشیم ، امید است که به معارفی دست یابیم که ما را به حقیقت و نور این سوره و عظمت شب قدر و وقایع آن رهنمون نماید. إن شاء الله

 

امام رضا علیه السلام می فرمایند: هر مؤمنی که هنگام وضو گرفتن سوره قدر را بخواند از گناهانش خارج می شود مانند آن روزی که از مادر زاده شده است

 

آثار و برکات سوره

 

خروج از دین و بدهکاری-

 

یکی از آثار سوره قدر تسریع در پرداخت بدهی هاست

 

امام باقر علیه السلام در جواب شخصی که که توان ادای قرض را نداشت فرمودند: زیاد استغفار کن و سوره قدر را فراوان بخوان

 

امیرالمؤمنین علیه علیه السلام می فرمایند: بهترین رفیق آدمی سوره قدر است که به و سیله آن می تواند قرضش را ادا کند

 

دوای دردها-


در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است: هر کس که دردی دارد کوزه ای نو بگیرد و در آن آب بریزد و این کار را خود به عهده گیرد سپس سوره قدر را به شیوه ترتیل سی بار بر آن آب بخواند . آنگاه از آن آب بنوشد و با آن وضو بگیرد و به وسیله آن سر و صورت خود را مسح کند و هر مقدار که از آب کم شد بر آن بیفزاید سه روز بر او نمی گذرد مگر اینکه به اذن خداوند درد او درمان می شود

 

بینایی چشم-

 

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: هر کس سوره قدر را بر آب بخواند و از آن اب بنوشد خداوند نوری در چشمان او قرار می ده

 

آسان شدن زایمان-

 

در روایت آمده است: هرگاه زایمان زنی سخت شد در کنارش سوره قدر را زیاد قرائت کنید

 

فرزند دار شدن-

 

درمان بیماری کبد-

 

خواب آرام و امنیت هنگام خواب-

 

امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس بعد از نماز عشا ۱۵ بار سوره قدر را قرائت نماید تا شب آینده در امان الهی خواهد بود. و هر که ۷ بار این سوره را پیش از خواب قرائت نماید تا صبح در امان الهی خواهد بود

 

اجابت دعا-

 

امام جواد علیه السلام فرمودند: هر کس سوره قدر را در یکی از نمازهایش قرائت نماید ، در علیین نمازش مورد قبول و ثوابش دو برابر می شود و هر کس این سوره را بخواند و آنگاه دعا کند دعایش در لوح محفوظ مستجاب نوشته می شود

 

 بخشش گناهان-


امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس سوره قدر را در یکی از نمازهای واجب قرائت نماید منادی ندا می دهد : ای بنده خدا گناهان گذشته تو را آمرزیده است پس اعمالت را از سر بگیرد

 

امام رضا علیه السلام می فرمایند: هر مؤمنی که هنگام وضو گرفتن سوره قدر را بخواند از گناهانش خارج می شود مانند آن روزی که از مادر زاده شد

 

مغفرت برای اموات-


از جمله حقوقی که بر عهده مؤمنین است به یاد داشتن و هدیه فرستادن برای اموات و درگذشتگان به ویژه والدین، بستگان، و دوستانی است که از دنیا به سرای باقی رفته اند می باشد. در حدیثی ارزشمند از امام رضا علیه السلام آمده است: هر کس قبر مؤمنی را زیارت کند و در کنار قبرش سوره قدر را هفت مرتبه قرائت کند ، خداوند هم او و صاحب قبر را می آمرزد

 

www.alamto.com منبع:

نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

هنگام پاسخ دادن به این پرسشها، اولین فکری که به ذهن تان می رسد، در نظر بگیرید و براساس آن به این سؤالات پاسخ دهید:

 

۱ـ به نظر شما، بهترین شیوه برای این که اطمینان یابید که طرف مقابل تان کاملاً برازنده و مناسب حال شما است. چیست؟

الف ـ این که خواسته ها و سلایق تان در زندگی، عیناً مثل هم هستند.
ب ـ این که شما در این ارتباط، همیشه شاد و راضی هستید و هیچ اختلاف نظر و مشکلی بین تان وجود ندارد.
ج ـ این که به اتفاق هم با مشکلات مواجه می شوید و مبارزه می کنید و روز به روز بیشتر به یکدیگر نزدیک می شوید.
د ـ این که والدین و خانواده تان، او را تأیید می کنند.

۲ـ به نظر شما. زوج ها از چه طریق قادرند به بهترین نحو، مشکلات و مسایل مهم زندگی مشترکشان را حل و برطرف کنند؟

الف ـ این که ابتدا مشخص کنند که چه کسی در اشتباه است و حق با کدام یک است.
ب ـ حتی درصورتی ناراحتی و نارضایتی شدید، بایستی مدام و همواره در مورد آنها با یکدیگر صحبت و تبادل نظر کنند.
ج ـ آنها را به حال خود رها کنند و منتظر بمانند تا اوضاع خود به خود بهبود یابد.
د ـ تمام حواس و توجه خود را روی آنها متمرکز کنند و گوش دل و جان به حرف ها و پیشنهادهای یکدیگر بدهند.

۳ـ واژه ماه عسل دوره و مرحله ای از زندگی مشترک زوج ها محسوب می شود که:

الف ـ باعث می شود اطمینان پیدا کنیم که همسرمان کاملاً برازنده و مناسب حال ما است.
ب ـ فرصتی در اختیارمان قرار می دهد تا دریابیم که آینده زندگی مشترکمان به چه شکلی پیش خواهد رفت.
ج ـ تا حدی مسخره و بچه گانه است و نمی توانیم طی آن دوره زندگی طبیعی خودمان را ادامه دهیم.
د ـ اگر واقعاً همسرمان نیمه گمشده و برازنده ما باشد، این دوره می تواند تا ابد به همان شکل ادامه داشته باشد.

۴ـ درزندگی مشترک زوجها، ممکن است تفاوت ها، اختلاف نظرها و مشکلاتی قد علم کنند. این ها:
الف ـ نمایانگر و علامتی دال بر این حقیقت هستند که لازم است تغییر و تحولاتی در همسرتان به وجود آورید.
ب ـ دلایل و عللی هستند که باعث می شوند گذشت و سازش خود را به یکدیگر نشان دهید و در جهت بهبود ارتباطتان بیشتر بکوشید.
ج ـ به منزله علایم هشدار دهنده ای هستند که ثابت می کنند همسرتان مناسب حال و برازنده شما نیست و به دردتان نمی خورد.
د ـ به منزله علایم و نشانه هایی هستند که به ما می گویند زمان آن فرا رسیده است که چیزهایی جدیدی یاد بگیریم و به مرحله رشد و شکوفایی دست پیدا کنیم.

۵ـ زوجهایی که همیشه رضایت خاطر، خرسندی، خشنودی و شادمانی شان را با یکدیگر تقسیم می کنند با زوجهایی متفاوت هستند که دائماً ابراز نارضایتی و ناراحتی می کنند و دلشان با یکدیگر نیست. به نظر شما، تفاوت اصلی آنها در چیست؟

الف ـ زوجهای گروه اول، هرگز عصبانی نمی شوند، جروبحث به راه نمی اندازند و دعوا مرافعه نمی کنند و همواره خونسردی و آرامش خود را حفظ می کنند و خویشتن دار هستند.
ب ـ زوجهای گروه اول به خراب شدن اوضاع دامن نمی زنند و در واقع در زندگی شان، موش نمی دوانند.
ج ـ زوجهای گروه اول مسایل و مشکلات، تفاوت ها و اختلاف نظرهای کمتری دارند، در نتیجه بیشتر فرصت پیدا می کنند که به یکدیگر برسند و از زندگی شان لذت واقعی ببرند.
دـ زوج های گروه اول، برای حل و رفع مسایل و مشکلات موجود در زندگی مشترکشان، از ابزار، تجهیزات، شگردها، راهکارها و تدابیر زیرکانه تر و بهتری برخوردارند.

نتیجه آزمون

سؤال ۱: الف ۳ امتیاز، ب ۲ امتیاز، ج ۴ امتیاز و د ۱ امتیاز
سؤال ۲: الف ۳ امتیاز، ب ۲ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز
سؤال ۳: الف ۲ امتیاز، ب ۴ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۳ امتیاز
سؤال ۴: الف ۲ امتیاز، ب ۳ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز
سؤال ۵: الف ۲امتیاز، ب ۳ امتیاز، ج ۱ امتیاز و د ۴ امتیاز

اگر امتیازتان بین ۱۷ تا ۲۰ است: به شما تبریک می گوییم! شما به خوبی از نقاط ضعف و قوت شخصیت خودتان آگاهید و معنا و مفهم واقعی زندگی مشترک و همسرداری را کاملاً و به خوبی درک کرده اید. شما می دانید که هر ارتباط مشترکی، از فراز و نشیب های خاصی برخوردار است و قادرید خودتان را با آنها هماهنگ و سازگار کنید و مشکلات و موانع را از سر راه بردارید. در هنگام مواجهه با یک اختلاف نظر یا اختلاف سلیقه با همسرتان، ابتدا خود را به جای او می گذارید و از دریچه دید او به مسایل می نگرید، اشتباهات خود را به راحتی می پذیرید و در صورت لزوم حاضرید مصالحه و گذشت کنید. قطعاً با این روحیه ایثار و همدلی که شما دارید، حتی قادرید کوه را از جای خود بلند کنید و از یک زندگی مشترک پر از صلح و صفا و آرامش برخوردار باشید.

اگر امتیازتان بین ۱۳ تا ۱۶ است: شما از روحیه ای فداکار و ایثارگر برخوردارید، ولی مایلید همسرتان نیز، به موقع، شما را درک کند و از خودگذشتگی نشان دهد. ممکن است، در هنگام مواجهه با مشکلات، ابتدا، کمی خودتان را ببازید و دچار حالت سردرگمی و بلاتکلیفی شوید، ولی خیلی زود به خودتان می آیید و اوضاع را به بهترین نحو، سروسامان می دهید. متأسفانه، در هنگام پذیرفتن اشتباهات و خطاهایتان، کمی سرسخت و لجوجانه عمل می کنید، ولی با کمی تأمل و سبک و سنگین کردن جوانب امر، قادرید به راهکارهایی مناسب دست یابید و بر موانع و مشکلات فایق آیید.

اگر امتیازتان بین ۹ تا ۱۲ است: شما فردی سرسخت و خود رأی هستید و بر اعتقادات و باورهای ریشه دار و عمیق تان به شدت اصرار می ورزید و مایلید آنها را در زندگی مشترکتان اعمال کنید. این به شرطی خوب است که ابتدا، بتوانید به تفاهمی با همسرتان در این زمینه، دست یابید و بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترکتان و شناخت هر چه بیشتر با یکدیگر، با هم فکری همسرتان آنها را با در نظر گرفتن وضعیت ارتباطتتان، به کار گیرید. متأسفانه در هنگام مواجهه با مشکلات و موانع، به سرعت دست و پایتان را گم می کنید و قادر نیستید بدون گرفتن کمک فکری از اطرافیانتان به رفع و حل آنها بپردازید.
بهتر است در این طور مواقع، ابتدا به غور و بررسی پیرامون مشکل پیش آمده بپردازید و با گرفتن کمک فکری و معنوی از همسرتان، بدون دخالت دادن اطرافیان، مشکلات را حل کنید.

اگر امتیازتان بین ۵ تا ۸ است: ابتدا باید به این سؤال پاسخ دهید: آیا معنا و مفهوم واقعی زندگی مشترک و ارتباط دوجانبه را به درستی درک کرده اید؟ اگر پاسخ تان به این سؤال منفی است (که حتماً همین طور است، چون امتیازات شما نمایانگر آن است) قبل از تصمیم گیری برای ازدواج، بایستی به زندگی مشترک آرام و پر از تفاهم زوج های اطرافتان دقیق شوید و راهکارهای مدبرانه آنها را فرا بگیرید. متأسفانه، از قدرت تصمیم گیری بالایی برخوردار نیستید و حرفهای دیگران به سرعت و به سهولت رویتان اثر می کنند، بدون این که پیرامون آنها بیندیشید و بعد از کمی جرح و تعدیل در آنها، اقدام کنید. زندگی مشترک به سان خیابانی دو طرفه است که باید حق و حقوق طرفین در آن، به طور یکسان و مساوی رعایت شود، وگرنه مشکلات و موانعی بر سر راهتان قد علم می کنند که حل و رفع آنها غیر ممکن

حالا اماده ی ازدواج هستید یانه؟

                                              منبع:buick.miyanali.com

نوشته شده در چهارشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

سلام بر لحظه‏هایی که تو را آوردند!

سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و
نام یگانه‏ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!

سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!

سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!

سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!

سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.

تا خدا هست و خدایی می کند،

مجتبی مشکل گشایی می کند.

(این عید بر عاشقان مبارک)

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت . بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت . پرسش این بود :
شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید . از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می ‌گذرید . سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند ، یک پیرزن که در حال مرگ

است . یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است . یک خانم یا آقا که در رویا هایتان خیال ازدواج با او را دارید . شما می‌ توانید تنها یکی از این سه نفر را سوار

کنید . کدام را انتخاب خواهید کرد ؟ دلیل خود را شرح دهید .
پیش از اینکه ادامه حکایت را بخوانید شما نیز کمی فکر کنید!

قاعدتاً این آزمون نمی ‌تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خودش را دارد :
پیرزن در حال مرگ است ، شما باید ابتدا او را نجات دهید . هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد .
شما باید پزشک را سوار کنید ، زیرا قبلاً جان شما را نجات داده است و این فرصتی است که می توانید جبران کنید . اما شاید هم بتوانید بعداً جبران کنید .
شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید ، زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا کنید .

از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند ، شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد . او نوشته بود : سوئیچ ماشین را به پزشک می ‌دهم تا پیرزن را

به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویا هایم منتظر اتوبوس می‌ مانیم .

نوشته شده در یکشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()






محمد بابو" محقق هندی، با خوراندن شربت‌های رنگی به تعدادی مورچه، تصاویر منحصر به فردی را به ثبت رساند.

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٠ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()


گنجشک با خدا قهر بود…

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت .

فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:

می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که

دردهایش را در خود نگاه میدارد…

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.

فرشتگان چشم به لب هایش دوختند،

گنجشک هیچ نگفت و…

خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.

گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.

تو همان را هم از من گرفتی.

این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟

و سنگینی بغضی راه کلامش بست…

سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو

از کمین مار پر گشودی.

گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.

خدا گفت:و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به

دشمنی ام برخاستی!

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.

ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد...

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

 عکس های ماه مبارک رمضان _Taknaz.Ir

 

رمضان شهر عشق و عرفان است 

 رمضان بحر فیض و احسان است

رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن 

 گــــاه تــــجدید عهد و پیمان است

نوشته شده در دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

شما به طرف خانه ی کسی که دوستش دارید می روید دو راه برای رسیدن به آنجا وجود دارد
یکی کوتاه و مستقیم است که شمارا سریع به مقصد میرساند و خسته کننده است
اما راه دوم به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر است ولی پر از منظر زیبا

و جالب حال شما کدام راه را برای رسیدن به خانه محبوبتان انتخاب میکنید؟؟

راه کوتاه یا بلند؟

سوال دو

در راه دو بوته گل رز میبینید
یکی پر از رزهای قرمز و دیگری پر از رزهای سفید
شما تصمیم میگیرید که بیست شاخه از رزها را برای او بچینید
چند تا را سفید و چند تا را قرمز انتخاب میکنید؟
(شما میتونید یا همه را یک رنگ انتخاب کنید یا از ترکیب دو رنگ)

سوال سه
بالا خره شما به خانه او می رسید.
یکی از افراد خانواده در را بر روی شما باز میکند
شما میتوانید از آنها بخواهید که دوست شما را صدا بزند
یا اینکه خوتان او را خبر میکنید
حالا چیکار میکنید؟

سوال چهارم

شما وارد منزل شده به اتاق او میروید
ولی کسی آنجا نیست پس تصمیم میگیرید که رزها را همان جا بگذارید.
ترجیح میدهید آنها را لب پنجره بگذارید یا روی تخت؟؟

سوال پنجم


شب می شود شما او هر کدام در اطاق های جدا گانه ای میخوابید
صبح زمانی که بیدار میشوید به اطاق او میروید
به نظر شما وقتی که به آنجا بروید او خواب است یا بیدار؟؟


آخرین سوال

وقت برگشتن به خانه است
آیا راه کوتاه و ساده را انتخاب میکنید یا ترجیح میدهید از راه طولانی و جالب تر بروید؟

 

و اکنون جوابها


. راه نمایانگر حالت عاشق شدن شماست. اگر راه کوتاه را انتخاب کنید، یعنی اینکه خیلی زود و به آسانی عاشق می شوید. اگر راه طولانی را انتخاب کنید، شما برای خودتان زندگی می کنید و زود در دام عشق گرفتار نمی شوید.





2. شمارش تعداد گل های قرمز نمایانگر میزان دَهِش شما در رابطه تان است، و تعداد گل های سفید نمایانگر توقعات شما از طرف مقابل است. اگر 18 شاخه گل قرمز و 2 شاخه گل سفید انتخاب کنید، یعنی در رابطه %90 دهش دارید و درعوض فقط %10 توقع دارید.



3. این سوال نمایانگر رفتار شما در برخورد با مشکلاتی است که در رابطه تان پیش می آید. اگر از اعضای خانواده می خواستید که دوستتان را صدا کند، یعنی فردی هستید که از ایجاد مشکلات در رابطه احتراز می کنید و درصورت وقوع مشکل، امیدوارید که به خودی خود حل شود. اما اگر خودتان برای صدا کردن دوستتان می روید، یعنی فردی رک و راست تر هستید و برای حل مشکلات فوراً اقدام می کنید.



4. محلی که برای گذاشتن گل ها انتخاب میکنید، نمایانگر میزان علاقه ی شما برای ملاقات کردن دوست  است. اگر گل ها را روی تختخوابش بگذارید یعنی دوست دارید او را زود به زود ببینید. اما اگر آنها را روی طاقچه ی پنجره بگذارید یعنی دوست ندارید او را مداوماً یا زیاد ملاقات کنید.





5. این سوال نمایانگر نگرش شما به شخصیت طرف مقابلتان است. اگر ببینید که خواب است، شخصیت دوست را می پسندید و او را همانطور که هست دوست دارید. اما اگر ببینید که بیدار است، شما می خواهید که دوستتان برای شما تغییر کند.





6. راه برگشت به خانه نمایانگر این است که چه مدت در رابطه ی عشقیتان می مانید. اگر راه کوتاه را انتخاب کنید، یعنی خیلی ساده و زود از کسی دل می کنید و رابطه تان را بر هم می زنید. اما اگر راه طولانی تر را انتخاب کنید، طولانی تر در رابطه هایتان میمانید.

نوشته شده در پنجشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

سلام
اگر مایلید اطلاعاتی هر چه بیشتر در مورد شخصیت خودتان و خصوصیاتی که باعث می شوند
دیگران شما را بیشتر دوست داشته باشند بدانید، به تست زیر با کمال صداقت پاسخ دهید.


1- فرض کنید شما مشخصه صورت کسی هستید، کدام قسمت از صورت او هستید ؟
1- چین و چروک 2- کله 3- خال زیبایی 4- کک و مک 5- لبخند

2- دوست دارید چه نوع پرنده ای باشید ؟
1- پرنده سحر خیز 2- جغد 3- عقاب 4- فلامینگو 5- پنگوئن

3- کدامیک از آلات موسیقی را دوست دارید ؟
1- پیانو 2- ویلن 3- ساز دهنی 4- گیتار برقی 5- دف

4- کدامیک از برنامه های زیر برای شما جالبتر است ؟
1- اخبار و برنامه های مستند 2- بیوگرافی و درام 3- هیجانی و پلیسی 4- عشقی و ماجراجویی
5- کمدی و کارتن

5- کدامیک از بازیهای شهربازی برایتان جالبتر است ؟
1- هیچکدام. من از شهربازی متنفرم 2- قطار یا قایق 3- نمایش و اجرای کمدی 4- سواریهایی که سریع می چرخند 5- ترن های هوایی سریع السیر

6- آیا شما به اشتباهات خود می خندید ؟
1- هرگز 2- بندرت 3- برخی مواقع 4- معمولاْ 5- همیشه

7- اگر دوست شما سر به سر شما گذاشت شما :
1- عصبانی می شوید 2- ناراحت می شوید 3- برایتان جالب است 4- تلافی میکنید 5- چندین برابر تلافی می کنید

8- اولین موردی که صبح در فکرتان است چیست ؟
1- کار و یا تحصیل 2- مشکلات زندگی 3- غذا 4- روزی که در پیش دارید 5- کاری که تا شب انجام خواهید داد

9- شعار زندگیتان کدامیک از موارد زیر است ؟
1- وقت طلاست 2- سحر خیز باش تا کامروا باشی 3- آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند 4- زندگی کن و اجازه زندگی کردن به دیگران هم بده 5- بی خیال باش (هر چه باداباد)

10- شما عاشق همه حیوانات هستید ؟
1- اصلاْ 2- تعداد کمی از حیوانات 3- برخی از حیوانات 4- بیشتر حیوانات 5- تمام حیوانات

11- شما لبخند می زنید ؟
1- هرگز 2- بندرت 3- گاهی اوقات 4- اغلب 5- آنقدر زیاد که برخی فکر می کنند دیوانه هستم

12- نظر دیگران راجع به شما اغلب یکی از موارد زیر است :
1- بی رحم 2- یخ 3- زیبا 4- دوست داشتنی 5- خوشگذران

13- شما احساسات عشق و قدردانی خود را نشان می دهید ؟
1- هرگز 2- بندرت 3- گاهی 4- اغلب 5- حداکثر و تا جایی که امکان دارد

14- شما اعتقاد دارید که باید برای شاداب بودن ساعاتی از زمان را منحصراْ صرف خودتان کنید ؟
1- اصلاْ 2- احتملاْ نه 3- گاهی 4- بله 5- البته، تا جایی که امکان دارد به خودم می رسم

15- آیا زندگی شما با برنامه ریزی پیش می رود ؟
1- من حتی تعطیلات را با برنامه ریزی جشن می گیرم 2- من برنامه ریزی می کنم 3- بستگی به روز هفته دارد 4- در صورت امکان، اجازه می دهم که خودش پیش آید 5- همیشه بدون برنامه ریزی روزها را طی می کنم

ارزیابی

برای محاسبه نمره امتیاز هر گزینه ای را که انتخاب کردید، کنار آن گزینه ثبت شده است .
( گزینه 1 ، 1 امتیاز – 2 ، 2 امتیاز و الی آخر ... )

پس مجموع امتیاز کلی خودتان را از پانزده سوال تست مطابق با معیار زیر مقایسه کنید :

اگر امتیاز شما بین 20-1 باشد :
بدین معنی است که شما سوسن سفید هستید. مردم شما را بخاطر پشتکارتان ، از جان و دل مایه گذاشتنتان و موفقیتهایتان تقدیر می کنند ، اهداف مشخصی دارید و فکرتان بر کارتان متمرکز است. شما احتمالا فرزند اول خانواده هستید. شما احساسات دارید ولی به سختی آنرا ابراز می کنید. یکی از مهمترین نگرانیهای شما اینست که چگونه در برار افراد مختلف ظاهر شوید. اندیشه هایتان کمی متمایل به بدبینی است. شخص با اعتماد به نفسی هستید ولی در باطنتان گاهی خودتان اعتماد ندارید.
قادر هستید که هدفی تعیین کنید و به آن برسید. بعضی اوقات دنیا را با دید باریک بینانه ای می نگرید. احساس می کنید که وقت کمی برای رسیدن به آرزوهایتان دارید.
به شما پیشنهاد می شود مواظب باشید جدیتتان ، شما را از دنیای اطراف دور نکند. کمی راحت باشید و از زندگیتان لذت ببرید. کارهایی انجام دهید که باعث لذت شما می گردند. با انجام این دستورات باعث می شوید که قوه خلاقیتتان شکوفا گردد. سعی کنید که بیشتر بخندید و با دیگران در تماس باشید.

اگر امتیاز شما بین 54-21 باشد :
شما گل رز هستید. کمی تیغ دارید ولی زیباییهای بسیاری دارید. حس شوخ طبعی خوبی دارید. از شنیدن جوک لذت می برید. احتملا فرزند وسط خانواده هستید. مردم دوست دارند دور و بر شما باشند. خونگرم هستید دوستان صمیمی بسیاری دارید زندگی را با دید واقع بینانه می نگرید. آگاهید که زندگی مخلوطی از خوبی و بدی می باشد. قادرید شانس خودتان را با توجه به سرمایه هایی که دارید امتحان کنید. به اهدافتان پای بند هستید و سخت کوش می باشید. دوست دارید خودتان باشید و این مسئله به شما اعتماد به نفس می دهد. مشکلترین مسئله در زندگیتان یکنواخت بودن مسائل می باشد. یکنواختی در هر مسئله ای شما را آزار می دهد و باعث کسل شدن روحیه شما می گردد.
به شما پیشنهاد می گردد که افق دیدتان را وسیعتر کنید. مسائل جدیدی را تجربه و کشف کنید. وقتی که این کار را کردید متعجب می شوید که چه نتایج زیبایی می توانید بدست بیاورید و مهمتر از همه فراموش نکنید که دنبال زیبایی در همه چیز بگردید مخصوصا در خودتان !

اگر امتیاز شما بین 75-55 باشد :
شما گل آفتابگردان هستید در بستری از گلهای رز. یک ویژگی بارز در شما وجود دارد که باعث گرمادهی به دیگران و جلوه گری شما می شود. ممکن است شما جوانترین عضو خانواده و یا تک فرزند هستید. در وقت لازم جدی هستید ولی دوستانتان شما را به عنوان یک شخص شوخ طبع می بینند. از گفتن جوک لذت می برید. هرز گاهی شیطنت می کنید. مایلید که با افراد جدید و جالب در زندگی آشنا شوید. با افرادی که هیچوقت نمی خندند راحت نیستید. دید مثبتی به زندگی دارید. دنبال خوبیها در همه چیز هستید. بیدی نیستید که با هر بادی بلرزید. گرم و دوست داشتنی هستید. با وفا و اجتماعی هستید و هرکدام از این صفات می تواند دلیلی برای خوب بودن شما باشد انرژی نامحدودی دارید ولی انگیزه تان کم است. برای شما مشکل است که فقط بر روی یک کار متمرکز شوید.
به شما پیشنهاد می شود که اجازه دهید مردم روی جدی شما را هم ببینند همانطور که چهره شاد شما رل می بینند ، در این صورت می خواهند که همیشه با شما باشند. به احساسات دیگران احترام بگذارید از این شاخه به آ ن شاخه نپرید و کاری را که دوست دارید انتخاب کنید و آنرا انجام دهید.

نوشته شده در پنجشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی
دوستدار تو پدر

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد
پدر, به خاطر خدامزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام
۴ صبح فردا ۱۲ نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم

هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید
مانع ذهن است . نه اینکه شما یا یک فرد کجا هستید

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

جینی دختر زیبا و باهوش پنج ساله ای بود…

یک روز که همراه مادرش برای خرید به فروشگاه رفته بود، چشمش به یک گردن بند مروارید بدلی افتاد که قیمتش ۱۰/۵ دلار بود، دلش بسیار آن گردن بند را می خواست. پس پیش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که آن گردن بند را برایش بخرد.
مادرش گفت :
خوب! این گردن بند قشنگیه، اما قیمتش زیاده ، خوب چه کار می توانیم بکنیم!
من این گردن بند را برات می خرم اما شرط داره، وقتی به خانه رسیدیم، یک لیست مرتب از کارها که می توانی انجام شان بدهی رو بهت می دم و با انجام آن کارها می توانی پول گردن بندت رو بپردازی و البته مادر کلانت هم برای تولدت چند دلار تحفه می ده و این می تونه
کمکت کنه. “


جنی قبول کرد… او هر روز با جدیت کارهایی که برایش محول شده بود را انجام می داد و مطمئن بود که مادربزرگش هم برای تولدش برایش پول هدیه می دهد. بزودی جینی همه کارها را انجام داد و توانست بهای گردن بندش را بپردازد.

وای که چقدر آن گردن بند را دوست داشت. همه جا آن را به گردنش می انداخت؛ کودکستان، بستر خواب، وقـتی با مادرش برای کاری بیرون می رفت، تنها جایی که آن را از گردنش باز می ‌کرد حمام بود، چون مادرش گفته بود ممکن است رنگش خراب شود!

پدر جینی خیلی دخترش را دوست داشت. هر شب که جینی به بستر خواب می رفت، پدرش کنار بسترش روی کرسی مخصوصش می نشست و داستان دلخواه جینی را برایش می خواند. یک شب بعد از اینکه داستان تمام شد، پدرجینی گفت :

- جینی ! تو من رو دوست داری؟
- اوه، البته پدر!
خودت می دانی که عاشقتم.
- پس او گردن بند مرواریدت رو به من بده!!!
- نه پدر، اون رو نه! اما می توانم عروسک مورد علاقه ام رو که سال پیش برای تولدم به من هدیه دادی رو خودت بدم، اون عروسک قشنگیه ، می توانی در مهمانی هات دعوتش کنی، قبوله ؟
- نه عزیزم، باشه، مشکلی نیست…

پدرش روی او را بوسید و نوازش کرد و گفت : ” شب بخیر عزیزم.”
هفته بعد پدرش مجددا ً بعد از خواندن
داستان، از جینی پرسید :

- جینی ! تو من رودوست داری؟
- اوه، البته پدر! خودت می دانی که عاشقتم.
- پس او گردن بند
مرواریدت رو به من بده!!!
- نه پدر، گردن بندم رو  نه ، اما می توانم اسب کوچک و
قشنگم رو بهت بدم، او موهایش خیلی نرم و لطیفه ، می توانی در باغ با او قدم بزنی ، قبوله؟
- نه عزیزم، باشه، مشکلی نیست…

و دوباره روی او را بوسید و گفت : خدا حفظت کنه دختر زیبای من، خوابهای خوب ببینی. “

چند روز بعد، وقتی پدر جینی آمد تا برایش داستان بخواند، دید که جینی روی تخت نشسته و لب هایش می لرزد.
جینی گفت : پدر، بیا اینجا ، دست خود را به سمت پدرش برد، وقتی مشتش را باز کرد گردن بندش آنجا بود و آن را در دست پدرش داد.

پدر با یک دستش آن گردن بند بدلی را گرفته بود و با دست دیگرش، از جیبش یک قوطی مخمل آبی بسیار زیبا را بیرون آورد. داخل قوطی، یک گردن بند زیبا و اصل مروارید بود!!! پدرش در تمام این مدت آن را نگهداشته بود.
او منتظر بود تا هر وقت جینی از آن گردن بند بدلی صرف نظر کرد، آن وقت این گردن بند اصل و زیبا را
برایش هدیه بدهد…


« این مسأله دقیقاً همان کاری است که خدا در مورد ما انجام میدهد!
او منتظر می ماند تا ما از
چیزهای بی ارزش که در زندگی به آن ها چسپیدیم دست برداریم، تا آن وقت گنج واقعی اش را به ما بدهد.

این داستان سبب می شود تا درباره چیزهایی که به آن چسپیده بودیم بیشتر فکر کنم …
سبب می شود، یاد چیزهایی بی افتیم که به
ظاهر از دست داده بودیم اما خدای بزرگ، به جای آن ها، هزار چیز بهتر را به ما داده است… »

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

یکی بود یکی نبود، یک بچه کوچیک بداخلاقی بود. پدرش به او یک کیسه پر از میخ و
یک چکش داد و گفت هر وقت عصبانی شدی، یک میخ به دیوار روبرو بکوب.
روز اول …..

 

پسرک مجبور شد ۳۷ میخ به دیوار روبرو بکوبد. در روزها و هفته ها ی بعد
که پسرک توانست خلق و خوی خود را کنترل کند و کمتر عصبانی شود، تعداد میخهایی
که به دیوار کوفته بود رفته رفته کمتر شد.. پسرک متوجه شد که آسانتر آنست که
عصبانی شدن خودش را کنترل کند تا آنکه میخها را در دیوار سخت بکوبد.

بالأخره به این ترتیب روزی رسید که پسرک دیگر عادت عصبانی شدن را ترک کرده بود
و موضوع را به پدرش یادآوری کرد. پدر به او پیشنهاد کرد که حالا به ازاء هر
روزی که عصبانی نشود، یکی از میخهایی را که در طول مدت گذشته به دیوار کوبیده
بوده است را از دیوار بیرون بکشد.

روزها گذشت تا بالأخره یک روز پسر جوان به پدرش روکرد و گفت همه میخها را از
دیوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف دیواری که میخها بر روی
آن کوبیده شده و سپس درآورده بود، برد.

پدر رو به پسر کرد و گفت: « دستت درد نکند، کار خوبی انجام دادی ولی به
سوراخهایی که در دیوار به وجود آورده ای نگاه کن !! این دیوار دیگر هیچوقت
دیوار قبلی نخواهد بود.

پسرم وقتی تو در حال عصبانیت چیزی را می گوئی مانند میخی است که بر دیوار دل
طرف مقابل می کوبی. تو می توانی چاقوئی را به شخصی بزنی و آن را درآوری، مهم
نیست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهی گفت معذرت می خواهم که آن کار را کرده
ام، زخم چاقو کماکان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. یک زخم فیزکی به همان بدی یک
زخم شفاهی است.

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

روزی سقراط در کنار دریا قدم می زدکه نوجوانی نزد او آمد وگفت: 

استاد می شود در یک جمله به من بگویید بزرگترین حکمت چیست؟

سقراط از نوجوان خواست  وارد آب شود.نوجوان این کار را کرد.

سقراط با حرکت سریعی سر نوجوان را زیر آب بردو همانجا نگه داشت و سپس رهایش کرد.

نوجوان وحشت زده از آب بیرون آمدو با تمام قدرتش نفس کشید.

او که از این کار سقراط عصبانی شده بود با اعتراض گفت:

استاد من از شما در مورد حکمت سوال می کنم و شما می خواهید مرا خفه کنید.

سقراط دستی به نوازش بر سر او کشید وگفت:

فرزندم حکمت همان نفس عمیقی است که کشیدی تازنده بمانی.

هر وقت حکمت آن نفس حیاط بخش را فهمیدی معنی حکمت را هم می فهمی

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

آرتوراش  قهرمان افسانه ای تنیس هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند

 


.

یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود: “چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟”

آرتور اش، در پاسخ این نامه چنین نوشت

:

در سر تا سر دنیا بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه مند شده و شروع به آموزش می کنند

.

حدود پنج میلیون از آن ها بازی را به خوبی فرا می گیرند

.

از آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه ای را می آموزند

و شاید پنجاه هزار نفر در مسابقات شرکت می کنند

پنج هزار نفر به مسابقات تخصصی تر راه می یابند

.

پنجاه نفر اجازه شرکت در مسابقات بین المللی ویمبلدون را می یابند

.

چهار نفر به مسابقات نیمه نهایی راه می یابند

.

و دو نفر به مسابقات نهایی

.

وقتی که من جام جهانی تنیس را در دست هایم می فشردم هرگز نپرسیدم که “خدایا چرا من؟

 

نوشته شده در جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

 

به نام او

 

من نگاه به نگاه بینا کنم نزدیک

بینا کند کوردلم دل تردید

من شمس را باخالقش بینم

نه فقط نورش زسر بینم

من کوه را سختی نمی بینم

زیرا به تسبیحش دل سنگی  نمی بینم

گرچه دریای بی کران دریاست

ولی سر خم آورد چون او دریاست

برکه ای دارم ندانم از صافی و پاکی

خواهم از او برکه ام کند دریایی

گر قطره ای زمهر او شنوی

دل ز زر دنیا کم شنوی

عاشقم عاشق و دیوانه ره دوست

دل برکنم از هر چه مهر غیر اوست

نمی دانم در ره عشق او عاشقی کنم درست

خواهم کند درست مرا از پایه و نخست

**********************************************

برکه:دلم

نوشته شده در سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()


مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،
خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد.. در راه به مسجد و
در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.. یک بار دیگر لباسهایش
را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید))..
از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد
ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست
در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد..
شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.))
وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،
خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.
به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.
بنابراین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

نتیجه داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید
چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر
دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.
این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید.

نوشته شده در یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

میلاد با سعادت

مولود کعبه مولی الموحدین ،امیرالمومنین، امام علی (ع)

محضر امام عصر و الزمان، امام الانس و الجان حجت ابن الحسن

العسکری حضرت مهدی عجل الله تعالی

فرج و تمام عاشقان حضرت تبریک وتهنیت باد.

 

تضمین بهشت

سکان زمین و آسمان است علی

سلطان همه جهانیان است علی

گلواژه ی منشق از علی اعلاست

سر چشمه ی فیض بی کران است علی

آوازه ی او ز هفت اقلیم رسد

مشهور به هفت آسمان است علی

سر سلسله خلیل عبادالرحمن

آن بنده ی سر به آستان است علی. . .

برتر ز علی رب جلی خلق نکرد

آقای همه بهشتیان است علی

از بعد نبی بر همه ی مخلوقات

از جانب دوست ارمغان است علی

اول وصی پیمبر اعظم اوست

بر دین رسول روح و جان است علی

شاگرد محمد امین است ولی. . .

استاد همه پیمبران است علی

دستور تمام انبیا در دستش

حق را شب معراج لسان است علی

هستند امامان مبین رهرو او

یعنی که امیر کاروان است علی

همتای امیر عشق تنها زهرا ست

با دخت رسول همزبان است علی

بر هر نبی و ولی ولی الله است

مولای جمیع انس و جان است علی

در نور محبتش پر از جاذبه است

محبوب قلوب شیعیان است علی

بر غیب و شهود حاکم و سلطان است

آگاه ز راز کهکشان است علی

جنت یکی از صنایع دستانش

صنعتگر آفریدگان است علی

نوشته شده در چهارشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

بیا که صبر برایم چه خوب معنا شد    در انتظار ظهورت دلم شکیبا شد


تمام دفترعمرم سیاه شد اما         امید دیدن رویت دوباره پیدا شد . . .


یا صاحب الزمان ادرکنی


برای تعجیل در ظهور صلوات

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر

در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ،

 نه آن گونه که می خواهم باشند

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند

مرا با خود آشتی دهد

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

 

محبت خرجی ندارد در حالی که همه چیز را خریداری می کند

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

امروز رابرای ابراز احساس به عزیزانت غنیمت بشمار


شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان

 

یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . .

                                                    

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

به دنیا اومدیم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم

        نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()

زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند.
انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواشتر برو من می ترسم
مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره!
زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم
مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری
زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواشتر برونی
مرد جوان: مرا محکم بگیر
زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟
مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی
سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه
روز بعد روزنامه ها نوشتند
برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.در این سانحه
که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد،
یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت
مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن
جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت
و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش
رفت تا او زنده بماند
و این است عشق واقعی. عشقی زیبا

[ چهارشنبه 11 خرداد1390 ] [ 13:50 ] [ ستایش پارسا ]
نوشته شده در دوشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ توسط ستایش پارسا نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


كد بارش قلب